سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
نوشته های یه بسیجی تند و تیز!

نوشته های یه بسیجی تند و تیز!
قالب وبلاگ
   1   2      >

السلام علیک یا اولیاءالله و احبائه...


تصویری ناب از لحظه‌ وصال یک مادر شهید به فرزندش

گاهی اوقات تنها یک فریم عکس هزاران برگ توضیح میخواهد که از توان ما خارج است. به خصوص لحظه ای که یک مادر پاره های استخوان فرزندش را بعد از سال ها در آغوش می‌گیرد.


به گزارش فارس، بارها و بارها از مقام مادر گفتیم و نوشتیم. از صبوری و مهربانی‌اش، از نجابت دستان آسمانی‌اش، اما نگفتیم آن‌که عزیز کرده‌ی سال‌های جوانی‌اش را به مسلخ عشق می‌فرستد در دلش چه غوغایی است. مگر می‌شود جوان رعنا قامتت را، پاره‌ی جگرت را به میان آتش بفرستی، بی‌خیال روزگار را سپری کنی.


حاجیه خانم سیده هنده حسینی مادر شهیدان محمد و جابر آقاجانی خاطرات آن روزهایش را برایمان به تصویر می‌کشد.


محمد طاقت دیدن دستان تاول زده‌ام را نداشت. خیلی کوچک بود. یک‌بار گفت: «مادر ما حاضریم گرسنه بمانیم ولی شما کارگری نکنید. جابر مسئول پایگاه بسیج محل بود. و محمد قاری قرآن و چه صوت زیبایی داشت. هنوز هم قرآن محمد را روی طاقچه‌ی خانه می‌گذارم تا هروقت دلم برای دیدنش تنگ می‌شود به یاد او چند آیه بخوانم.


از کدام‌یک از پاره‌های جگرم بگویم. از جابر بگویم که یک‌بار کت و شلوار زیبایی پوشید و گفت: «مادر الآن داماد شدم». انگار دنیا را به من داده بودند. شوخی او را جدی گرفتم و صحبت ازدواج را پیش کشیدم، اما او دلش جای دیگری بود. خندید و گفت: «مادر :همسر من تفنگ است».













لحظه وصال یک مادر شهید به فرزندش/ اطلاعاتی از نام این مادر شهید در اختیار نداریم

 


و حالا همیشه حسرت می‌خورم چرا او را در لباس دامادی ندیدم. جوان بود و شوق زندگی داشت. هردو از کنارم پر کشیدند آرام. خودم خواسته بودم. خودم آن‌ها را به قربانگاه فرستادم. تا اسماعیلی شوند برای حسین زمان. حتی یادم هست وقتی جابر به مرخصی آمد. گفتم: «چرا آمدی مگر نرفته بودی که شهید شوی؟» آن روز همه به من با تعجب نگاه کردند.


جابر گفت: «انشاالله شهید می‌شوم مادر» شاید غریب باشد که خودت فرزندت را به پیشواز مرگ بدرقه کنی. اما با صلابت بدرقه کردم. جابر به قولش عمل کرد و در عملیات کربلای 5 آسمانی شد.


اما خبر شهادت محمد پاهایم را ناتوان ساخت. در بازار فروش ماست و سبزی بودم که گفتند محمد شهید شد. همان‌جا بی‌هوش بر زمین افتادم. محمد به مولایش اباالفضل العباس (ع) اقتدا کرد. درکردستان با دست‌های شکسته و چشمان از حدقه بیرون آمده به استقبال مرگ سرخ شتافت.


حاجیه خانم هنوز هم یک آسمان صبر در سینه دارد و یک کهکشان امید در نگاهش موج می‌زند.


منع: رجانیوز



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 31/1/91 ] [ 4:45 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]

درباره این عالم جلیل القدر فقط توصیه ای به برخی طلاب جوان دارم که: حرمت تمامی علمای اعلام رو بتبعیت از مقام عظمای ولایت رعایت کنن. البته در جایی درباره حرمتگذاری حضرت آیت الله خامنه ای حتی بفردی مانند آقای منتظری ذز سال76 و در غائله سخنرانی فتنه انگیز او خواهم پرداخت. و اما ...



آیة الله العظمی وحید خراسانی: حفظ نظام از اوجب واجبات است 

vahid











آیة الله العظمی وحید خراسانی تاکید کردند حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم ، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام مسئولیم.




آیت الله وحید خراسانی با تاکید، به مساله با اهمیت اقامه عزا در روز شهادت و حرکت دسته های عزاداری توصیه کردند. اصلی ترین توصیه ایشان توجه به اقامه عزا برای حضرت زهرا سلام الله علیها به صورت دسته جات عزاداری در روز شهادت بود .


ایشان در پاسخ به سوالی درباره آغاز و پایان ایام فاطمیه بیان فرمودند که از روز 13 جمادی الاول شروع می شود تا روز 3 جمادی الثانی که تعطیل است و اوج سوگواری در آن روز است که توجه به آن روز سیره بزرگان از فقهایی همچون میرزای نایینی و مرحوم آخوند خراسانی بوده است .
ایشان در ادامه نکته ظریفی در تفسیر "بضعة منی" فرمودند که "پاره تن" از اغلاط است. بضعه در این جا یعنی پاره ای از وجود عقل کل و کل عقل. یعنی پاره ای از علم او، پاره ای از نور و مقام او، پاره ای از عصمت و قدسیّت او و بالاخره پاره ای از عقل کل و کلّ عقل.
همچنین گفتند: در روز قیامت که یوم الحسره و روز افسوس و پشیمانی است، همه آنها که مسیری جز مسیر اهل بیت را برگزیدند، انگشت ندامت خواهند گزید و آرزو می کنند که ای کاش از مدت عمر خود برای خدمت به آستان ائمه طاهرین به خصوص مادر مظلومه شان بهره می بردند.
ایشان با تاکید فرمودند: حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم ، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام مسئولیم.
آیة الله العظمی وحید خراسانی با توجه به نقش هویتی مناسبت ها ، کنار محرم و صفر به اقامه عزا در 3 روز مهم در طول سال تاکید داشتند: شهادت حضرت صدیقه، شهادت حضرت امیر و شهادت حضرت صادق علیهم السلام .
اما در پایان 2 توصیه برای عموم مردم بیان فرمودند: اول: تلاوت روزانه سوره یاسین و هدیه کردن ثواب آن به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) . دوم: آغاز ختم قرآن به صورت روزانه به هر میزان که میسر است و هدیه کردن آن به امام عصر علیه السلام . که بر اساس حدیث صحیح و معتبری بشارت داده شده که کسی که چنین هدیه ای به امام زمان علیه السلام می دهد (و هو معه)یعنی به مقام معیت با آن بزرگوار می رسد .
در پایان آیت الله وحید از همگان خواستند تا با بزرگداشت این ایام حزن و ماتم ، زمینه جلب عنایات حضرت بقیة الله به کشور را فراهم آورند .


آیة الله العظمی وحید خراسانی این سخنان را در دیدار حجه الاسلام شهاب مرادی و مسوول بخش اخلاق و عرفان سایت تبیان با ایشان بیان کردند.


منبع: خبرآنلاین




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 31/1/91 ] [ 4:38 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]

درباره این خبر که میذارم، علمای وهابیت صهیونیستی چه نظر یا جوابی دارن!!؟ هرچند اجداد همینها مانند  در مسجد ساحر یهودی آورده بود. از این هرزه ها توقعی نیست، چون فرزند خلف همان ولید بن عقبه هستند.



خشم مسلمانان از رقص و آواز خوانی یک زن در مسجد + عکس

Harze 














خوانندگی و رقاصی یک زن خواننده عربی در مسجد الحسن الثانی مراکش، خشم مسلمانان را برانگیخت.


جام نیوز، "أمل" که یکی از خوانندگان زن در جهان عرب به شمار می رود آلبوم جدید خود را روانه بازار کرده است.
او بخش هایی از این آلبوم را در "مسجد الحسن الثانی" در شهر "دار البیضاء" پایتخت مراکش که یکی از آثار تاریخی این کشور به شمار می رود، ضبط کرده است.
خوانندگی أمل حجازی در این مسجد، خشم مسلمانان مراکش و دیگر کشورهای اسلامی را برانگیخته و آن را توهین به مقدسات دینی پنداشته اند و بر همین اساس خواستار برخورد با وی و عذرخواهی او از مسلمانان شده اند.
این مسلمانان خشمگین حضور این خواننده و ضبط آلبوم در مسجد را اقدامی از روی عمد دانسته اند که در پس آن اهانت به دین مبین اسلام نهفته است، به ویژه اینکه او در این آلبوم علاوه بر خوانندگی، به رقاصی در فضای مسجد نیز می پردازد.

منبع: 598.آی آر



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 31/1/91 ] [ 4:32 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]

دیروز ظهر مطالب دردناکی و هولناکی از فجایع بوسنی در سالگرد قتل عامهای اون کشور در سالهای دهه70 میخوندم و عکسایی هم دیدم که حقیقتن دل هر انسانی رو بدرد میاورد. البته اونروزها خود من که نوجوون بودم از تلویزیون شاهد و حشیگری صربهای مورد حمایت غربیها بودم. خدا همه اونها رو در جهنم محشور فرماید.




و اما مطلبی درباره اهتمام "آقا"، مقام عظمای ولایت درباره بوسنی مظلوم:



 


وقتی "آقا" از اخبار بوسنی بیمار شد! 

کشتار 8 هزار مسلمان در جولای 1995 که با حمایت نیروهای هلندی سازمان ملل روی داد از نمونه حمله های صرب ها به بوسنی و هرزگوین است که بعد از کشتن مردها به زنها و کودکان بی دفاع این سرزمین ها تجاوز کردند.


فارس، سال 1992 جمهوری بوسنی و هرزگوین، پس از فروپاشی یوگسلاوی، در پی همه پرسی که 68 درصد مشارکت را به همراه داشت، با آری 98 درصدی رأی دهندگان به استقلال بوسنی، اعلام موجودیت کرد. این اعلام استقلال کافی بود تا صرب های نژاد پرست را در تاریخ ششم آوریل 1992 علیه مردم بوسنی و هرزگوین بشوراند و آتش جنگ را علیه مردم این سرزمین روشن کنند.

صرب ها با حمله به شهر سارایوو و سایر شهر های مسلمان نشین بوسنی، در جنگی نابرابر 300 هزار غیر نظامی را کشتند. علاوه بر کشتار که ارمغان جنگ بود، هزاران زن بی دفاع بوسنیایی در سکوت، خفقان و حتی همراهی کشورهای اروپایی و آمریکا، به طور وحشیانه و حیوانی مورد تجاوز قرار گرفتند.

کشتار 8 هزار مسلمان در جولای 1995 که با حمایت نیروهای هلندی سازمان ملل روی داد از نمونه حمله های صرب ها به بوسنی و هرزگوین است که بعد از کشتن مردها به زنها و کودکان بی دفاع این سرزمین ها تجاوز کردند.

در آن سالهای جنگ، جمهوری اسلامی ایران نیز به دستور مقام معظم رهبری به کمک مردم بوسنی و هرزگوین رفت که دکتر ولایتی در لا به لای سخنان خود در مراسم جوانان و بیداری اسلامی سال گذشته که در برج میلاد تهران برگزار شده بود از بخشی از این کمک ها پرده برداشت.

دکتر ولایتی در این سخنرانی خود گفت: "در اوایل رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ایشان بنده را احضار کرده و گفتند مدتی است که دچار کمردرد شده ام. فکر می کنم این درد به خاطر اخباری است که از اتفاقات بوسنی شنیده ام، از شما می خواهم هر کاری که می توانید برای بوسنی انجام دهید و گر نه فردای قیامت از شما بازخواست می کنم. و وقتی معظم له این دستور را صادر کردند ما به صورت جدی موضوع را پیگیری کردیم به طوری که توانستیم اسلحه برای مسلمانان بوسنی بفرستیم."

ایران با فرستادن چند دیپلمات ورزیده که سابقه ی طولانی در مسائل امداد رسانی، مذاکرات و ... داشتند وارد جنگ بوسنی شد. از جمله ی این دیپلمات ها می توان به شهید رسول حیدری که امداد رسانی به مردم بوسنی را رهبری کرد اشاره کرد او انسانی تحصیل کرده آشنا به زبانهای خارجی و دیپلماتی ورزیده در هنگامه مذاکرات نفسگیر با گروههای درگیر به منظور تسهیل زندگی مردم در محاصره بوسنی بود او فرمانده ای استراتژیست بود که برای مردم آن سامان اعم از مسلمان و مسیحی کرووات و غیره تفاوتی قائل نبود و برای تهیه مایحتاج مردم شبانه روز مشغول رایزنی بود.او جان خویش را نیز در این امداد رسانی از دست داد.

جنگ بوسنی سرانجام پس از حدود 3 سال و پس از آنکه آمریکا و متحدان اروپایی اش دریافتند با کمک های مختلف جمهوری اسلامی ایران به رزمندگان بوسنیایی دیگر توان جنایت در این کشور را ندارند؛ با امضای موافقتنامه صلح دیتون خاتمه یافت. اما مهمترین شرطی که آمریکا برای مقامات مسلمان بوسنیایی برای خاتمه دادن به حملات صربها به شهرهای بوسنی مطرح کرد خروج نیروهای ایرانی از بوسنی و هرزگوین بود.

منبع: 598.آی آر



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 31/1/91 ] [ 4:22 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]

مطلبی درباره رابطه ننگین برخی خائنین فرهنگی با سردمداران نظام سلطه جهانی، و البته تبیین اصول فاشیستی سیا از زبان فیلسوف اون سازمان:



 


نوشتاری از پیام فضلی نژاد پیرامون نظام لیبرال سرمایه داری:

10اصل فاشیستی دموکراسی آمریکا از زبان فیلسوف سازمان سیا

صورت بندی «نظریه سیاسی» ریچارد رورتی سال 1991.م (زمستان 1369 ه .ش) در رساله اولویت دموکراسی بر فلسفه ارائه شد که خشایار دیهیمی 13 سال پس از انتشار آن، ترجمه فارسی اش را توسط انتشارات طرح نو به بازار کتاب فرستاد. دیهیمی در مقدمه خود، راهبردهای این رساله را به دلیل ارتباطش با مسائل ایران، راهگشای موانع «گذار به دموکراسی» دانسته است؛ در حالی که نظریه رورتی، صرفا ً چهره ای از یک «نظام سیاسی فاشیستی- سکولار» را بازمی تاباند.

اصول فاشیستی سیا

 


 


 


 


 


 


 


 


 


سرویس بین الملل پایگاه 598 - پیام فضلی نژاد/ صورت بندی «نظریه سیاسی» ریچارد رورتی سال 1991.م (زمستان 1369 ه .ش) در رساله اولویت دموکراسی بر فلسفه ارائه شد که خشایار دیهیمی 13 سال پس از انتشار آن، ترجمه فارسی اش را توسط انتشارات طرح نو به بازار کتاب فرستاد.


دیهیمی در مقدمه خود، راهبردهای این رساله را به دلیل ارتباطش با مسائل ایران، راهگشای موانع «گذار به دموکراسی» دانسته است؛ در حالی که نظریه رورتی، صرفا ً چهره ای از یک «نظام سیاسی فاشیستی- سکولار» را بازمی تاباند. این نظام، حتی فاقد استانداردهای حداقلی یک سیستم «دموکراتیک» است که ایالات متحده آمریکا همواره شعار آن را می دهد. 10 شاخص بنیادین نظام لیبرال سرمایه داری در رساله رورتی را می توان چنین صورتبندی کرد:


الف) «علم سیاست» و سیاست ورزی عملی، بدون حاجت به فلسفه و عقلانیت راه خود را ادامه می دهد. نفی فلسفه، شرط لازم برای استمرار موجودیت این نظام است. باید در عرصه نظریه پردازی های سیاسی و اجتماعی، «امید سیاسی به آمریکا» را «جایگزین فلسفه» کرد.


ب) استراتژیست های لیبرال سرمایه داری نباید در «نظریه پردازی سیاسی» به دنبال هماهنگی تئوری هایشان با شناختی که از انسان ها دارند، باشند. نظریه پردازی در این نظام نیازی به «انسان شناسی» ندارد و تنها علم «تاریخ »و «جامعه شناسی» برای سیاست ورزی بس است.


ج) «موجودیت نظام» در گروی «مشروعیت» آن نیست. دوران ضرورت وجود «مشروعیت عقلی» برای ایدئولوژی غرب به پایان رسیده است. همین که «تجربه ای تاریخی به نام آمریکا» وجود دارد، شرط لازم و کافی برای استمرار سیاست های لیبرال سرمایه داری است. این تاریخ و تجربه، برای اثبات و حفظ برتری خود در جهان نیاز به هیچ مبنایی ندارد و فقط باید به «سنت ها» و «عادت ها» در جامعه تکیه کرد.


د) «آزادی سیاسی» فقط و فقط برای شهروندانی که فارغ از عقل و تفکر - حتی از نوع عقلانیت حداقلی مدرنیته- به تمام اجزای سیاست های حکومت لیبرال سرمایه داری ایمان آورده اند، تضمین می شود. کسانی که در خارج از این دایره ایستاده اند، دیوانه اند و باید از حقوق شهروندی محروم گردند. حتی اگر اثبات شود که طرح هایی که افراد خارج این دایره برای جامعه می دهند، با اصالت و نیت خیر است، باز هم نمی توان آنان را به دیده «شهروند» نگریست!


ه ) برای زیستن در جامعه ای که ایدئولوژی لیبرال سرمایه داری در آن حاکم است (مانند آمریکا)، شرط احراز «شهروندی» برابر با حذف هویت شهروندان از عرصه عمومی است.


و) برپایه تئوری رورتی، استراتژیست ها و سیاستمداران به سوالات پرسش کنندگان - و نه ضرورتاً منتقدان- در باب «آینده» سیاست های خود و «تاثیر» این سیاست ها بر سرنوشت انسان و عدالت، هیچ پاسخی نخواهد داد. کوشش این نظام، راندن هرگونه «پرسش» از عرصه عمومی به حوزه های شخصی است.


ز) عمر «تسامح و تساهل» در برابر منتقدان - حتی ناقدانی که بر مبنای فلسفه مدرنیته می اندیشند- پایان یافته است. اعمال «زور» و «خشونت» علیه کسانی که «ایمان قطعی» به نظام لیبرال سرمایه داری نیاورده اند، مجاز است تا موجودیت شکننده آن تهدید نشود.


ح) قربانی شدن انسان ها به پای نظام لیبرال سرمایه داری، هزینه ای برای حفظ این نظام است. بنابراین، تاسیس «جمهوری احمق ها» از چشم استراتژیست های این نظام، نه تنها «امتناع نظری» و «امتناع عملی» ندارد، بلکه نابودی «فضیلت های انسانی» بهایی است که برای حفظ «آزادی سیاسی» (به عنوان توجیه موجودیت این نظام) پرداخته می شود.


ط) از آنجا که در نظام لیبرال سرمایه داری هرگونه «کوشش عقلی» برای درک واقعیت امور، «زباله های فکری» تلقی می شود، این نظام برای حفظ موجودیت خود به شهروندان توصیه می کند که «گزارش های فلسفی درباره انسان و عقل را دور بریزند.»


ی) «سیاست آموزشی» و تربیتی این نظام برای «پیشرفت اخلاقی» انسان ها، تشویق به «سبک سری» و ترغیب به «سطحی بودن» است! رورتی این سیاست را هم ادامه منطقی سیاست های به جا مانده از «عصر روشنگری» برای رسیدن به «جامعه ای ایده آل» می داند.


ریچارد رورتی، پس از سفر به ایران و چندی پیش از مرگش در مصاحبه ای با روزنامه ایتالیایی کوریره دلاسرا که تیرماه 1386 منتشر شد، نتایج ملاقات هایش با سیاستمداران اصلاح طلب، دانشجویان و نویسندگان را تشریح می کند. رورتی با تاکید بر اینکه «ملی گرایی، تنها پادزهر اسلام گرایی در ایران است» می گوید: «در پیامد دیدارهایی که در تهران با دانشجویان داشتم این نظر در من تقویت شد که این کشور نیز قادر خواهد شد اشراق گرایی اسلامی را در آینده ای نه چندان دور در دستور کار خود قرار دهد و اولین گام ها را در جهت دموکراسی بردارد... ملی گرایی تنها پاد زهر در مقابل اسلام گرایی است و اشراق گرایی اسلامی به زودی در ایران پا خواهد گرفت.... نیروهای سکولار ایران چاره ای به جز جست وجوی مخرج مشترک های دیگری بر پایه ملی گرایی ندارند... فکر می کنم که نظرات من از این جهت برای برخی از روشنفکران ایرانی جالب توجه است که با عقاید یورگن هابرماس همخوانی دارند و به دنبال تأیید طرح وی مبنی بر دموکراسی میهن پرستانه هستند.


در کشورهایی چون جمهوری اسلامی ایران که حکومت در اختیار مذهبی ها قرار دارد، نیروهای سکولار برای مقابله با کسانی که سعی دارند مذهب را به وجه مشترک جامعه تبدیل کنند، چاره ای به جز جست وجوی مخرج مشترک های دیگری بر پایه ملی گرایی ندارند، زیرا نسبت گرایی و گذشت از ریشه های ملی، هرگز نخواهند توانست در مقابل مذهب گرایی قد علم کنند.« این نظریه ریچارد رورتی شامل گونه ای از «اشراق گرایی اسلامی» است که برپایه مخرج مشترکی از ریشه های ملی- باستانی بنا شده است.


(تصاویر ذیل جهت آگاهی بیشتر خوانندگان از شخصیت و ارتباطات نویسنده و مترجم رساله اولویت دموکراسی بر فلسفه می باشد)


اصول فاشیستی سیا2


(عباس میلانی، اکبر گنجی، ریچارد رورتی)


اصول فاشیستی سیا3


(خشایار دیهیمی مترجم رساله اولویت دموکراسی بر فلسفه)


اصول فاشیستی سیا4


(خشایار دیهیمی و عزت الله فولادوند در ماه نامه مهرنامه)


اصول فاشیستی سیا5
(اکبر گنجی در منزل ریچارد رورتی)


منبع: 598.آی آر




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 31/1/91 ] [ 4:6 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]

بگذریم از این شیطانکهای حاشیه خلیج فارس که همیشه در حاشیه ن!




مطلب بسیار جالبی از رضا ایرانمنش، بازیگر جانباز و دوستداشتنی فیلمهای حماسی دفاع مقدس:(بعضی بازیگران و مانکنهای فاسد سینمای ایران نخونن، چون خوندن این خبر لیاقت میخاد)




گفت‌وگوی مشروح فارس با یک هنرمند جانباز

رضا ایرانمنش: 17 بار به کما رفتم؛ یک بار هم به برزخ 

خبرگزاری فارس: رضا ایرانمنش گفت: من تقریباً 17 بار به کما رفتم، 4 سال پیش هم ‌یک بار مرگ مغزی شدم. شاید باورتان نشود اما من 4 ساعت کاملاً مرده بودم. مرا به سردخانه بردند و بعد از 4 ساعت دوباره برگشتم.





به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «رضا ایرانمنش» بازیگر سینما و تلویزیون در روزهای پایانی فروردین‌ماه به کما رفت. این خبر بسیاری را متأثر کرد، اما خوشبختانه 25 فروردین به هوش آمد. با جمعی از خبرنگاران خبرگزاری فارس به بهانه عیادت از این هنرمند جانباز به بیمارستان آتیه رفتیم تا در عصری طوفانی، پای درد دل ایرانمنش بنشینیم.


این هنرمند جانباز با رویی خوش از ما استقبال و با خوش‌طبعی مثال‌زدنی حرف‌های تلخی را برایمان روایت کرد. ردپای درد‌دل‌هایش را می‌شد به وضوح بر تاول دست‌‌هایش دید.


مشروح این گفت‌وگو در ذیل می‌آید:


 


* در بیمارستان به سکوتم مشهورم


 


* فارس: آقای ایرانمنش، چند روز در کما بودید؟ وضعیت فعلی‌تان چگونه است؟


- ایرانمنش: از 21 فروردین 4 روز در کما بودم، تازه برگشتم اما حالم خوب است، من با این بیمارستان انس گرفته‌ام.


البته یک ساعت و نیم پیش هم از درد مچاله شده بودم، من در این بیمارستان به سکوت معروفم، یعنی اظهار درد نمی‌کنم. نیمه‌های شب هم که سوزش و خارش شدید مغز استخوان، به جانم چنگ می‌زد، دلم نیامد دکترم را بیدار کنم و تا صبح با بیماری دست به گریبان بودم.حضور شما و یکی از دوستانم برایم تسلی‌بخش و آرامش‌دهنده بود.


* چند فیلمنامه‌ام را در همین اتاق بیمارستان نوشته‌ام


نمی‌دانم تا چه حد مطلع هستید اما اگر دز تزریق مرفین را در بیماران شیمیایی مدام بالا ببرند، کم‌کم اثرگذاری این دارو در بدن بیمار کم‌رنگ می‌شود و در کاهش درد موثر نیست.


به نظر من بهترین راه تحمل درد یا حتی فراموش‌کردن آن، سرگرم بودن به کاری است.


من دور تا دور اتاقم را با خطاطی‌ها دست‌نویس خودم پر می‌کنم. نقاشی می‌کشم و حتی چند فیلمنامه را در همین بیمارستان نوشته‌ام.


* آن‌قدر در این بیمارستان بوده‌ام که می‌گویند سهامدار شده‌ای!


* فارس: اینکه می‌گویید انس گرفته‌اید، مگر برای چندمین‌بار است که در بیمارستان «آتیه» بستری می‌شوید؟


- ایرانمنش: اگر تمام دفعات را حساب کنم، تقریباً 9 سال است که دائم در حال رفت و آمد در این بیمارستان هستم، (می‌خندد و ادامه می‌دهد) تمام پرسنل این بیمارستان را می‌شناسم، به تمام اتاق‌های آن سرکی کشیده‌ام، دکتر معالجم «علیزاده» می‌گوید: ایرانمنش آنقدر که اینجا بوده جزو سهام‌داران این بیمارستان است. در حقیقت من یک دوره پزشکی کامل در این بیمارستان گذرانده‌ام.


* فارس: آقای ایرانمنش، ازفیلمنامه سخنی به میان آمد، ما خبری را شنیدیم که شما برای یک تله‌فیلم قرارداد بسته‌اید دراین باره‌ برایمان بگوئید؟


- ایرانمنش: عطا سلیمانیان فیلمنامه‌ای برای ارائه به گروه تاریخ و فرهنگ و هنر شبکه دو نوشته بود، مدتی از آن گذشت و بالاخره این پروژه به من واگذار شد به محض مرخصی از بیمارستان ساخت آن را شروع می‌کنم، راستی یکی از ساخته‌هایم به اسم فرزند پارس قرار است 8 اردیبهشت از شبکه اول سیما پخش شود. امیدوارم کار قابل قبولی باشد.


* تا زنده‌ام، بازی می‌کنم


* فارس: با وضعیت جسمی و بیماری شیمیایی‌، بازی در فیلم و کارگردانی برایتان مشکل نیست؟


- ایرانمنش: نه سخت نیست. تا زنده باشم، بازی می‌کنم .ما بیرون هم باشیم همین درد را داریم. من توصیه‌ام به همرزمانم این است که مقاومت کنند.


این بیماری و درد یادگار جنگ است. من با تمام سختی‌ها آن را دوست دارم. ما نباید فراموش کنیم که چه کسی بوده‌ایم و چرا جنگیده‌ایم، شاید بهتر باشد زیاد درگیر امور دنیا نشویم.


* هر روز به گلوله‌‌ای که از کمرم درآوردند، نگاه می‌کنم


* فارس: نکته‌ جالبی است که شما از درد و بیماری با «عنوان یادگاری» یاد می‌کنید.


- بله، سال گذشته یک گلوله را از کمرم در آوردند. باور کنید هر روز در دفتر کارم به آن نگاه می‌کنم، دوستش دارم . به آن تعلق‌خاطر دارم. به نظرم این دردها و یادگاری‌ها به نوعی جلوی گناه را می‌گیرد، هشدار است.


ما همیشه در جمع هم رزمانمان که صحبت می‌کنیم حسرت می‌خوریم که چرا همان زمان شهید نشدیم و هر دفعه به این نتیجه می‌رسیم و فارغ از لیاقت شاید وظیفه‌مان بوده که بمانیم تا آن‌چه که دیدیم بازگو کنیم.


* مُردم، به سردخانه رفتم اما دوباره برگشتم!


* فارس: آقای ایرانمنش، شما چندین بار به کما رفته اید،‌ از این حالت خود خاطره‌ای هم دارید؟


- ایرانمنش: من تقریباً 17 بار به کما رفتم، 4 سال پیش هم ‌یک بار مرگ مغزی شدم، شاید باورتان نشود اما من 4 ساعت کاملاً مرده بودم. مرا به سردخانه بردند و بعد از 4 ساعت دوباره برگشتم.


* ‌صدای بوق دستگاه می‌گوید که برگشته‌ام


فارس: از آن مرگ 4 ساعته نکته‌ای به خاطر ندارید؟


- ایرانمنش: خیر اما 2 بار از دفعاتی که به کما رفته بودم، خاطرات واضحی را به یاد دارم، احساس می‌کردم در خلأ هستم، می‌توانستم خیلی سریع به هر جا که اراده کنم بروم. اما دلم نمی‌آمد از کنار جسمم آن طرف‌تر بروم، مثل یک رویا بود.


یکی از بچه‌ها از به‌هوش آمدن من - بعد از یک ماه بی‌هوشی- فیلم گرفته بود، در فیلم دیدم که گریه و التماس می‌کنم و همه را به قرآن قسم می‌دهم که نمی‌خواهم برگردم ، من سبک و رها بدون هیچ دردی در ابرها بودم، اما هر لحظه به زمین نزدیک‌تر می‌شدم دلم نمی‌خواست برگردم. اما بالاخره برگشتم و دوباره سنگین شدم دوباره دردها برگشتند (آهی می‌کشد، آب دهانش را قورت می‌دهد) و ادامه می‌دهد قبل از هوشیاری کامل صدای بوق دستگاه‌ها به من یادآوری می‌کردند که برگشته‌ام و می‌فهمم دوباره به «آتیه» آمده‌ام.


 


* فارس: گویا در این چند روز سرتان شلوغ بوده است، همرزمانتان به دیدنتان آمده‌اند؟


- ایرانمنش: بله حتی یکی از همرزمانم، قبل از آمدن شما تماس گرفت و گفت: «رضا، چرا تکلیف ما را روشن نمی‌کنی، بالاخره رفتنی هستی یا ماندنی؟!»


من گفتم تا پیش شهدا می‌روم آن‌ها می‌گویند یا جای ما اینجاست یا جای این، و باز هم من را برمی‌گردانند!


 


* فارس: با چه نوع گازی شیمیایی شدید؟


- ایرانمنش: خردل و اعصاب.


 


* فارس: در کدام عملیات‌دچار جراحت شیمیایی شدید؟


- ایرانمنش: من یک هنرمند بودم که در جزیره مجنون شیمیایی اعصاب و در کربلای 5 و باز پس دهی فاو خردل نصیبم شد.


 


* ماجرای ساجد لشکری که در سجده شهید شد


 


فارس: آقای ایرانمنش از همرزمان شهید خود خاطره‌ای در ذهن دارید که ماندگارتر باشد؟


- در لشکر دوستی داشتیم به نام «یوسف شریف» به ساجد لشکر معروف بود. چون همیشه در حال سجده بود هر جای خلوت را که پیدا می‌کرد برای شکرگذاری به سجده می‌رفت.


یک شب که من با یکی از دوستانم خود را برای عملیاتی آماده می‌‌کردیم-نمی‌دانم چرا- اما احساس کردم قرار است برای ساجد لشکر اتفاقی بیفتد. بنابراین من پشت سر او به راه افتادم. بالاخره عملیات تمام شد ما خط را شکسته بودیم، هوا آفتابی بود باید مسافتی بین 200 متر را می‌دویدم تا به یک خاکریز برسیم. من صدای زوزه‌ی گلوله‌هایی را که از کنار سرم می‌گذشت می‌شنیدم آنقدر آتش زیاد بود که کلاه آهنی‌ام از سرم افتاد. یک دفعه ساجد لشکر را دیدم میان آن همه ترکش و آتش زانو زد و به سجده افتاد. در همان حال که داشتم فیلم می‌گرفتم در ذهنم گفتم «توی این اوضاع، سجده کردنت چیه آخه» که یک دفعه دیدم به عقب برگشت و کلاه از سرش افتاد. جلو رفتم یک گلوله وسط پیشانی‌اش خورده بود به طور طبیعی باید به عقب پرت می‌شد اما او به سجده در آمده بود.


بعدها در وصیت‌نامه‌اش خواندم که نوشته‌بود خدایا بچه‌های لشکر من را ساجد لشکر صدا می‌زنند من خجالت می‌کشم اما اگر تو من را از کوچکترین سجده کنندگان قبول داری دلم می‌خواهد به حالت سجده به دیدارت بیایم و دیدم که دقیق همین اتفاق افتاد.


 


‌* خیلی از جانبازان به نان شب‌شان هم محتاجند


 


* آقای ایرانمنش هزینه‌های بیمارستان را چگونه پرداخت می‌کنید؟


- من سهمیه50 درصد جانبازی دارم، آنقدر که ما برای گرفتن پول و هزینه دوندگی می‌کنیم، با پرداخت هزینه‌ها آنقدر تفاوت ندارد، البته چند روز پیش که آقای حسینی وزیر ارشاد به ملاقاتم آمده بودند صحبت کردند که روال آسان‌تر شود اما مسئله من نیستیم موضوع این است خیلی از جانبازان به نان شب خود نیز محتاج‌اند.


به عنوان مثال شاید رسانه‌ها آقای حسینی و ... من نوعی «رضا ایرانمنش» را بشناسند اما خیلی از جانبازان هستند که وضعیت به مراتب وخیم‌تر از من دارند و کسی آن‌‌ها را نمی‌شناسد و صدایشان جایی نمی‌رسد.


اصلاً یک سوال برای من پیش آمده که درصد جانبازی را چطور محاسبه می‌کنند؟ این افراد محاسبه‌گر چه کسانی هستند؟ من می‌دانم هم این طرف میز جانبازان هستند و طرف دیگر میز هم باز هم از اهالی جنگ‌اند. حال چرا این قدر بی‌انصافند، نمی‌دانم! مَثَل ما مَثَل درختانی است که بیشتر از تیغه آهنی تبر از دسته چوبی آن می‌تواند که هم‌جنس آن‌هاست.


من چند سال پیش به یک کمیسیون پزشکی مراجعه کردم در آن جانبازی اصفهانی با کت و شلوار و عصا به دست ایستاده بود و شلوار او تا لگن تا شده بود. آقایی که پیشت میز بود به آن جانباز گفت «تا کجای پایت قطع شده» (حالا می‌دید که شلوارش تا لگن تا شده) اما اصرار داشت و حتی گفت شلوارت را در بیاور تا ببینم تا کجای پایت قطع است.


(آخر من نمی‌دانم چطور کسی می‌تواند درصد جانبازی تعیین کند؟ واقعا با چه معیاری؟) من در آن وضعیت خیلی ناراحت شدم و خطاب به آن مسئول گفتم باید از آن جبهه‌ای که رفته‌ای خجالت بکشی، و بعد از این اتفاق دیگر به کمیسیون پزشکی نرفتم.


حتی ما جانبازان یک طرح ترافیک ساده هم نداریم، خود من وقتی که خواستم طرح بگیرم گفتند باید درصد جانبازی‌ات 70 درصد باشد، اما دوستان گفتند به کمیسیون پزشکی نرو، چون دستور است که درصدهای جانبازی را کم کنند!


منبع: فارس


 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 31/1/91 ] [ 3:56 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]


بسم رب النور

بسم رب العشق

بسم رب الهادی المهدی

آن که شعر و هرچه موسیقی ست

نذر درگاهش

آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند

بسم رب العشق

آن که حافظ ها و سعدی ها

عشق او و آل او را بر زبان دارند

بسم رب الهادی المهدی

صاحب عصری که عالم وامدار اوست

گرچه دجالان بدآهنگ

گرچه شیطان های بد ترکیب

داردار و واق واق خویش را آواز می گویند

این نه موسیقی ست

این نه شعر و نه ترانه

این همه فحش است

این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست

بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب

کارگردان

استخوانی پرت خواهد کرد

پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو

آن دَل هرجایی یابو



مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است

مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر

مزد این چندین دهان بی چاک

استخوانی

مزد این مزدورهای مست عیاشش

فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند

جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر

جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند

پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش



مرتدند اینان نه یک تن شان

مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر

با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل

با همان مسئول کلاشش

مرتد دوم

کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ

مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...

مانده آن سو مادری چشم انتظار راه

مادری شرمنده ی شاهین...

نه ، خفاشش!


 


دوستان میشود کمی فکر کنیم بخشی از گناه جسارت این دشمنان خدا به اعمال ما برمیگرده؟



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 29/2/91 ] [ 2:33 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]

سلام



درسته که بعد از مدتی که نبودم و طبعاً باید درباره میلاد ام ابیها(س) مطلبی بگذارم، ولی میخام بدونم آیا ظلم روا داشته شده به دختر پیامبر این امت فراموش خواهد شد!؟


حتی ببهانه سالروز میلادش؟




""محزونة مکروبة مغمومة مغضوبة مقتوله""


 


"سالروز میلاد حضرتش بر منتقم خون آن مظلومه شهیده(س) و فرزندش حسین(ع) مبارکباد"



 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 29/2/91 ] [ 2:28 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم



الان دارم برای دادن رای میرم پای صندوق رای. در این ساعتها توجه به سفارشها و وصایای نورانی معمار کبیر انقلاب اسلامی"حضرت امام خمینی" بهترین هادی و راهنماست:



« بایدها » و « نباید » های انتخابات در کلام امام خمینی (ره)


نظام اسلامی ایران که با سقوط رژیم دیکتاتوری و استبدادی پهلوی در سال 1357 به پیروزی رسید با شعار محوری « استقلال ـ آزادی ـ جمهوری اسلامی » به سوی تحقق آن حرکت خود را آغاز نمود.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره ) همواره در پیامها و سخنرانی ها در برابر نظام سلطنتی بر حکومتی تاکید داشت که بر احکام اسلام و رای مردم بنیان گذارده شده باشد.
اصطلاح « جمهوری اسلامی » را امام ابتدا در پاریس در توصیف نظام مطلوب و مورد نظر خود به کار برد. « جمهوریت » مورد نظر به همان معنای رایج یعنی مردمی بودن حکومت است . ایشان در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر چیستی حکومت در جمهوری اسلامی در تاریخ 20 مهر 57 می فرماید : « رژیم اسلامی و جمهوری اسلامی یک رژیمی است متکی بر آرای عمومی و رفراندوم عمومی » . (1 )
بنابراین « جمهوریت » نظام به پذیرش حق مردم در انتخاب نوع نظام سیاسی و حاکمان اشاره داشته و شکل و قالب حکومت مورد نظر امام را تشکیل می دهد و در این نظام مردم به عنوان یکی از ارکان مشروعیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی تلقی می شوند به گونه ای که نظر و رای مردم فقط در مراحل اولیه تاسیس نظام شرط نبود بلکه جمهوری اسلامی به حضور دائمی و نظارت همیشگی آنها بر مسئولین مقید می باشد.
البته در کنار آن « اسلامیت » هم رکن مهم دیگر نظام مورد نظر امام است که بارها بر آن تاکید نمودند. و در واقع این رکن است که جمهوری اسلامی را از دموکراسی های غربی جدا می سازد. اسلام محتوا و ماهیت اصلی این نظام را تشکیل داده و ضوابط و احکام و مقررات اسلامی مبنای اصلی سیاستها و قوانین آن محسوب می شوند.
یکی از مهمترین ابزارهای مشارکت سیاسی مردم و تحقق نظام « جمهوری اسلامی » عرصه انتخابات مختلف می باشد که اگر با دوراندیشی و اتخاذ تدابیر و مقدمات آن از سوی مسئولان و سایر دست اندرکاران عملی شود می تواند « جمهوری اسلامی » را در برابر تمامی توطئه ها بیمه نموده و از آسیبها و خطرات داخلی و خارجی مصون دارد.
در اینجا به برخی بایدها و نبایدها در عرصه انتخابات که در دیدگاه و اندیشه های معمار کبیر جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره ) به آنها پرداخته شده است می پردازیم .
? اهمیت انتخابات و نقش مردم
انتخابات تجلی حضور و مشارکت سیاسی مردم و عرصه تحقق اراده ملت برای تعیین سرنوشت خویش است از اینرو انتخابات دارای اهمیت و جایگاه بلندی است و مردم نقش بزرگی در ایفای این رسالت و تکلیف بزرگی بر دوش خواهند داشت .
امام خمینی (ره ) درباره اهمیت حضور و شرکت مردم در انتخابات می فرمایند : « این وظیفه ای است الهی وظیفه ای است ملی وظیفه ای است انسانی وظیفه ای است که ما باید به آن عمل بکنیم همه مان باید در انتخابات شرکت بکنیم . » (2 )
با توجه به این اهمیت و نقش حضور مردم در صحنه انتخابات است که باید همت و تلاش تمامی مسئولان دست اندرکاران کاندیداها و رسانه ها به این امر معطوف شود که با اقدامات سنجیده و تدابیر لازم و فضاسازی مناسب زمینه های حضور حداکثری مردم در انتخابات را فراهم ساخته تا موجب امید بیشتر دوستداران و ناامیدی و شکست دشمنان اسلام را فراهم نمایند.
? پرهیز از تخریب
انتخابات در نظام اسلامی دارای شرایط و آداب خاص خود می باشد به گونه ای که کاندیداها و طرفداران آنان نباید از هر شیوه ای برای موفقیت و دستیابی به اهداف خود استفاده کنند چرا که پذیرش مسئولیتها در نظام اسلامی قبول رسالتی الهی و ملی برای تحقق آرمانهای اسلامی و خدمت به مردم است . بنابراین چارچوبها و ضوابط دینی اخلاقی اجتماعی و فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرد و به هیچ عنوان نباید شخصیت حیثیت و آبروی افراد دستخوش تمایلات و خواسته ها و اغراض دنیایی دیگران قرار گیرد.
متاسفانه انتخابات در نظام اسلامی به سمت ناخوشایند و نامطلوبی پیش می رود و برخی افراد از هر شیوه ای ناپسند و غیراخلاقی برای تخریب رقیب و بیرون راندن او از صحنه انتخابات استفاده می نمایند.
امام خمینی (ره ) خطاب به کاندیداها و طرفداران آنان بیان می دارند : « از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی ـ انسانی را در تبلیغ برای کاندیدای خود مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خودداری نمایند . » (3 )
معلوم نیست چرا عده ای برای رسیدن به پست و مقام و باصطلاح خدمت به مردم ! اینگونه بی مبالاتی نموده و حاضر می شوند هرگونه اتهام تهمت و ناسزا را به دیگران ببندند. « حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مومن چه رسد به مومن عالم از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است » (4 )
زیبنده نظام اسلامی نیست که کاندیداها و طرفداران آنان در شیوه های تبلیغاتی خود از هر روش و شیوه ای همچون کشورهای غربی برای تخریب چهره ها استفاده نموده تا از این طریق برای خود چهره ای بسازند. چه بسا این روش در آینده گریبان این افراد را نیز بگیرد.
امام خمینی (ره ) در بیانات خود درباره تبلیغات انتخاباتی به نکته مهم و اساسی اشاره کرده و از هرگونه روشی که با شئون اسلام منافات داشته برحذر داشتند; « نصیحتی است از پدری پیر به تمامی نامزدهای مجلس شورای اسلامی که سعی کنند تبلیغات انتخاباتی شما در چارچوب تعالیم و اخلاق عالیه اسلام انجام شود و از کارهایی که با شئون اسلام منافات دارد جلوگیری گردد. باید توجه داشت که هدف از انتخابات در نهایت حفظ اسلام است . اگر در انتخابات حریم مسائل اسلام رعایت نشود چگونه منتخب حافظ اسلام می شود. باید سعی شود تا خدای ناکرده به کسی توهین نگردد . » (5 )
اگر واقعا هدف از پذیرش مسئولیت در نظام اسلامی حفظ اسلام و خدمت به مردم است تهمت و افترا و هتک حرمت و.... چرا ! مگر اینکه خدای ناکرده اغراض دیگری در کار باشد.
? معیارهای انتخاب
با توجه به نقش و رسالت بزرگی که نمایندگان مجلس شورای اسلامی در رابطه با تدوین قوانین و مقررات اسلامی و ملی برعهده دارند باید از شرایط و ویژگیهای خاصی برخوردار بوده تا این مهم محقق گردد.
« مرکز همه قانونها و قدرتها مجلس است مجلس هدایت می کند همه را و باید بکند » (6 )
با توجه به این نقش و رسالتی که مجلس دارد ملت باید نمایندگانی را برگزینند که از هر جهت شایستگیهای نمایندگی ملت مسلمان ایران را داشته باشند معتقد به دو رکن مهم نظام یعنی « جمهوریت » و « اسلامیت » باشند تا هنگام بررسی لوایح و طرحها این دو رکن مهم را مورد توجه قرار دهد.
بنیانگذار جمهوری اسلامی در یکی از بیانات خود درباره ویژگی های لازم برای نمایندگی مجلس می فرماید : « من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاصی اسلامی متعهد غیرمنحرف از صراط مستقیم الهی در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلام و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند . » (7 )
? انتخابات تجلی وحدت
انتخابات یکی از عرصه های تجلی وحدت و نمایش وحدت مردم است و باید تمامی تلاشها و اقدامات در این راستا صورت گیرد. متاسفانه گاهی در انتخابات وحدت ملی جامعه دچار آسیب شده و ضربات و خسارتهای بزرگی را بر مردم و جامعه تحمیل می نماید در این زمینه اگر مسئولان کاندیداها طرفداران آنها رسانه ها و بویژه جناحها و گروههای سیاسی روش معقول منطقی و در چارچوب اصول را در پیش گیرند. این اصل مهم نه تنها آسیب نمی بیند بلکه موجب وفاق ملی و وحدت و انسجام بیشتر جامعه می شود.
این نکته مهم نباید مورد غفلت و یا احیانا شیطنت برخی قرار گیرد.
امام خمینی با توجه به وجود دو دیدگاه و دو تفکر در جامعه ضرورت وحدت و پرهیز از اختلاف را مورد تاکید قرار داده و فرمودند « البته دو تفکر هست باید هم باشد دو رای هست باید هم باشد سلیقه های مختلف باید باشد لکن سلیقه های مختلف اسباب این نمی شود که انسان با هم خوب نباشد.... اگر در یک ملتی اختلاف سلیقه نباشد این ناقص است .
اگر در یک مجلس اختلاف نباشد این مجلس ناقص است . اختلاف باید باشد اختلاف سلیقه اختلاف رای مباحثه جار و جنجال اینها باید باشد لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته بشویم دشمن هم باید دو دسته باشیم در عین حالی که اختلاف داریم دوست هم باشیم . » (8 )
بنابراین نباید رقابتهای انتخاباتی زمینه ای را برای پراکندگی و اختلاف در جامعه و ملت را فراهم سازد. بویژه احزاب و جناحهای سیاسی باید مواظب عوامل و دستهای ناپاک باشند که در آنها رسوخ نکنند.
« من احتمال می دهم که عوامل و دستهای ناپاکی بخواهند از رقابتهای انتخاباتی در رسیدن به آرزوهای خود استفاده کنند و با طرح مسائل پوچ و بی معنا دلها را از یکدیگر جدا سازند . » (9 )
از این رو بر همگان است که با هوشیاری و درایت کامل مواظب القائات وسوسه انگیزان و نفاق تفرقه افکنان و وحدت شکنان بوده و در راه اتحاد و همدلی تمامی نیروهای متعهد و دلسوز نظام حرکت نمایند و انتخابات را به عرصه اتحاد و انسجام ملت و جامعه تبدیل نمایند.
? حسن اجرای انتخابات
صندوقهای رای امانتهای ملت در دست مسئولان امر است و باید با حساسیت تمام از این امانتهای مردم نگهداری شود باید دقت شود که حتی یک رای از کسی ضایع نشود. هیچ مصلحتی نباید موجب خدشه دار شدن آرای مردم شود و انگیزه های شخصی و تمایلات فردی و گروهی و جناحی نباید بر مصالح عمومی و حقوقی افراد مقدم شود.
امام خمینی (ره ) این مهم را مورد توجه قرار داده و به مسئولین گوشزد فرمودند : « اینجا ما کار نداریم ما خودمان بین خودمان و خدای تبارک و تعالی باید فکر بکنیم که شما مسئول این مساله هستید هم مسئول کار خودتان و هم مسئول مسئولین دیگری که تحت نظر شما هستند هستید که جریان انتخابات یک جریان صحیح باشد. هیچ کس در انتخابات بر دیگری مقدم نیست . » (10)




ابراهیم امیری
منابع و ماخذ
1 ـ صحیفه امام ج 3 ص 514
2 ـ همان ج 18 ص 318
3 ـ همان ج 12 ص 12
4 ـ انتخابات در اندیشه امام خمینی (ره ) تبیان دفتر اول ص 334
5 ـ همان ص 134
6 ـ همان ص 337
7 ـ صحیفه امام ج 12 ص 49
8 ـ همان ج 21 ص 47
9 ـ همان ص 47
10 ـ همان ج 18 ص 380
متاسفانه انتخابات در نظام اسلامی به سمت ناخوشایند و نامطلوبی پیش می رود و برخی افراد از هر شیوه ای ناپسند و غیراخلاقی برای تخریب رقیب و بیرون راندن او از صحنه انتخابات استفاده می نمایند.
روزنامه جمهوری اسلامی


منبع: پایگاه اطلاع رسانی نوید شهادت



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 15/2/91 ] [ 9:28 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]

امیر نایف(که لایق عنوان امیر نیست!، بداند که انشاءالله با ظهور منتقم آل محمد(ع) با او و خاندان منحوس آل سعود آن میکنیم که منتقم کرار، ابواسحاق، مختار ابوعبیده ثقفی(رحمه الله) با ابن زیاد و شمر و حرمله و سنان و مابقی قتله حسین کرد!:



ogd[ thvs



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 15/2/91 ] [ 1:5 صبح ] [ علی آلیانی ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
برچسب‌ ها
()
امکانات وب
ایران رمان